شمس الدين محمد بن محمود الشهرزوري ( مترجم : تبريزى )

460

نزهة الأرواح وروضة الأفراح ( تاريخ الحكماء قبل ظهور الإسلام وبعده ) ( فارسى )

128 ، 16 - و بودم من مدتى كه تأمل و فكر داشتم در شناخت « 57 » اين مقام ، تا آنكه يارى كرد و معاونت نمود حق سبحانه و تعالى به يقين تمام « 58 » ، و اگر نه اين بود كه آن از « 59 » اسرار الهى است و كشفش جايز نيست هرآينه شمه‌اى از حال او ذكر مىكردم . 128 ، 17 - و شيخ قدس اللّه روحه بسيار سير و كثير الطواف بود در شهرها و شوق بسيار داشت كه از براى خود شريكى در تحصيل حقايق به هم رساند ، به هم نرسيد چنانچه در آخر « مطارحات » مىگويد به اين مضمون كه : 128 ، 18 - به تحقيق سن من نزديك به سى سال رسيد و اكثر عمر در سفر گذشت و همگى تفحص از مشاركى كه مطلع باشد بر علوم مىنمودم نيافتم كسى را كه چيزى از علوم شريفه داشته باشد ، و كسى كه نيز تصديق به تحقيق آن كرده باشد » « 60 » . 128 ، 19 - نظر كن ازين سخن او كه مصدق تحقق آن علوم نيافتم ، و شگفت بسيار نماى ! و اين شيخ بزرگوار نهايت تجريد داشت و اصلا نظر همت جانب دنيا نمىگاشت . در بعضى اوقات به ديار بكر مىبود و در برخى به شام و گاهى به روم به سر مىبرد . 128 ، 20 - و سبب كشتن او چنانچه به ما رسيده است اينست كه او چون از روم برآمد ، و به حلب رسيد ، و به حسب اتفاق ميان او و ملك ظاهر بن صلاح الدين يوسف كه صاحب مصر و يمن و شام بود ملاقات افتاد ، و ملك شيخ را دوست مىداشت و معتقد بود « 61 » ، و علماى حلب بر شيخ جمع آمدند ، و كلام و كلمات ازو « 62 » مىشنيدند ، و او در بحث‌ها تصريح مىكرد به عقايد حكما و تصويب آنها ، و تزييف آراى مخالف حكما ، و در آن باب مناظره مىكرد ، و الزام مىداد ، و اسكات ايشان مىگردانيد در مجالس

--> ( 57 ) - د : به شناخت . ( 58 ) - د : تام . ( 59 ) - اساس : « آن از » ندارد . ( 60 ) - د : داشته باشد . ( 61 ) - د : دوست داشت و معتقد شد . ( 62 ) - د : كلمات او را .